X
تبلیغات
طراحی صنعتی. . .

طراحی صنعتی. . .
 
طراحی صنعتی . . .

چرا طراحی صنعتی ؟در دنیای امروز و به ویژه در کشورهای صنعتی، روند طراحی صنعتی و تمامی گرایش های وابسته به آن چه از نظر شیوه و چه از نظر ابزار دچار تحولاتی بس شگرف شده است. از جمله این تغییرات می توان به کارگیری گسترده کامپیوتر و ابزار جانبی آن در روند طراحی صنعتی را برشمرد.

نسبت تغییراتی که کامپیوتر در طراحی ایجاد کرده در مقایسه با روند دستی طراحی صنعتی همانند نسبت پزشکی عهد حکیم ابوعلی سینا به پزشکی مجهز به روبات عهد فعلی است.

طراحی صنعتی چیست ؟طراحی صنعتی به عنوان یک رشته و شغل، آمیخته ای است از علم و هنر. هر یک از دو رکن علم و هنر آنچنان جایگاه محکم و استواری در پیکره طراحی صنعتی دارند که با حذف هر کدام، روند طراحی صنعتی به سرانجام نرسیده و نهایتاً نتیجه کار یا به سمت صنعت صرف منحرف شده و یا به سوی هنر صرف.

با این توصیف می توان اولاً به این نتیجه رسید که طراحی صنعتی به حق نام مناسبی برای این رشته است، و دوم اینکه رشته های بالا کاربرد مشخصی در طراحی صنعتی دارند. به این معنا که طراح صنعتی الزاماً باید تسلط و اشراف کافی به موضوعات صنعت و هنر را تا حدی که هدفش تامین گردد داشته باشد. در طراحی صنعتی هرگز یادگیری مستقل و صرف مکانیک، نقاشی، گرافیک یا غیره کمکی نمی کند، بلکه لازم است تا بسته به نیاز و هدف مشخص، اقدام به تحقیق و گردآوری اطلاعات در زمینه مورد نیاز نمود.

بنابراین می توان گفت که طراحی صنعتی یک رشته جامع و ترکیبی است. تخصصی که برای کسب آن باید از هر زمینه تخصصی، اطلاعاتی مشخص داشت.

تعریف طراحی صنعتیتا به اینجا به توصیف طراحی صنعتی پرداختیم. اما تعریف طراحی صنعتی در یک کلام عبارت است از:

تعیین ویژگی های کمی و کیفی کالا به منظور تولید به روش های صنعتی

همان گونه که طراحی اولین حلقه از زنجیر تولید یک کالا می باشد، فرآیند طراحی صنعتی اولین حلقه از زنجیر تولید صنعتی یک کالا بوده و معادله ای است جامع برای رسیدن به وضعیت مطلوب کالا از نظر عملکرد، فرم، سلیقه و تنوع طلبی و مد و هزینه. 

گرایش ها و زیر گروه های طراحی صنعتیرشته طراحی صنعتی گرایش ها و زیرگروه های متعددی دارد که مهم ترین آنها عبارتند از:

طراحی محصول: لوازم خانگی/ مبلمان اداری و خانگی / وسایل صوتی و تصویری/ ماشین های اداری/ نوشت افزار / اسباب بازی و غیره.

طراحی دکوراسیون: شامل دکوراسیون خانگی، اداری، تجاری و غیره.

طراحی محیطی: فضا، مبلمان و چیدمان شهری و کلیه فضاهای زیر مجموعه آن نظیر پارک ها، نمایشگاه ها، مراکز خرید، ایستگاه های اتوبوس و تاکسی و کلیه محیط های عمومی، تأسیسات ترافیکی و نظایر آن.

طراحی خودرو: طراحی بدنه و نمای داخلی خودرو.

طراحی بسته بندی: بسته بندی کالا و محصولات مختلف.

طراحی اصلاحی: اصلاح خصوصیات عملکردی یا فرمی یک محصول به منظور بهبود کارایی آن.

سبک ها، الگوها و متدهای طراحی صنعتیدر روند طراحی صنعتی نیز مانند خیلی از زمینه های دیگر الگوها و سبک های مختلفی وجود دارد که مجموعه ای از ویژگی ها و خصوصیات از پیش تعیین شده را برای سهولت کار در اختیار طراح قرار می دهد. بنابراین هر طراح صنعتی برای طراحی هر یک از موارد بالا می تواند بر اساس شرایط کاری خود، از یک یا چند الگوی طراحی زیر برای خلق ایده و طرح خود بهره ببرد. در اینجا به دو عنوان از این الگوها و سبک ها اشاره می گردد:

الگوی طراحی برای آینده: طراحی کالا و محصول با استفاده از المان ها و نمادهای فوق پیشرفته و بسیار مدرن و حتی تخیلی.

الگوهای طبیعی: طراحی کالا و محصول بر اساس عملکرد و یا فرم زندگی و ویژگی های ظاهری جانوران، گیاهان و طبیعت بی جان.

خصوصیات یک طراح صنعتیبا توجه به گرایش های طراحی صنعتی، ابداع، ابتکار، خلاقیت و ایده پردازی از پایه های اساسی کار هر طراح صنعتی می باشد. پس نمی توان به صرف وجود محصولات و روش های فعلی از نوآوری و ابتکار دوری جست. مسلما انسان تنوع طلب است و با توجه به همین اصل است که نوآوری در فرم ظاهری کالا و تولیدات ضروری می نماید و از آن مهم تر نیازهای عمکردی آنان چنان وسیع و روزافزون است که خلاقیت و اختراع و ابتکار در کارکرد تولیدات و محصولات جایگاهی بس مهم تر می یابد. به عنوان مثال شما هیچ گاه از بهترین غذا و یا لباس مورد علاقه خود به شکل پیوسته و پشت سر هم استفاده نمی کنید و این به دلیل دوری از تکرار و روزمره شدن آنها می باشد. به همین ترتیب پاسخ به تنوع طلبی استفاده کننده یکی از عوامل مهم کار طراح در جهت رسیدن به طرح مطلوب است. همچنین با ارائه و تعریف روش ها و سبک های جدیدی از زندگی انسان (مثل آپارتمان نشینی، مسافرتهای هوایی طولانی مدت، عملیات نظامی، مسابقات اسکی سرعت که همگی الگوهایی جدید از زندگی انسان و زمینه بروز نیازهای جدید می باشند) ضرورت ها و نیازمندی های جدیدی در خصوص ابزار و روش ها بروز می کند که نیازمند نگرش و دید عمیق طراح برای ارائه روش ها و راه حل هایی راهگشا در قالب ابزار و کالا و تولیدات نوین می باشد.

همواره در پروسه طراحی یک علت خارجی یا یک مخاطب غیر از خود طراح وجود دارد که نیاز طراحی را مطرح می کند. و اینکه طراح صرفاً به رفع نیاز مخاطب توجه و تامل داشته باشد اصلی از اصول اولیه طراحی صنعتی می باشد که مخاطب مداری نامیده می شود.

طراح با توجه به علم و هنر طراحی، محصول، محیط و یا روشی را برای مخاطب خلق می کند که خواسته های تعریف شده او را در جهت حصول به هدف معینی (مثلاً کسب امنیت، آرامش، سهولت استفاده، قیمت ارزان، آرامش و یا حتی لذت) مهیا سازد. طراحان صنعتی آشتی دهندگان صنعت، هنر و اقتصاد هستند و در تمام کارخانجات و خطوط تولید دنیا در راس هرم مدیریت تولید کالا و محصولات قرار دارند.

ایجاد هویت واحد برای یک کالا یا یک گروه کالایی و یا حتی تمامی کالاهای تولیدی یک شرکت از دیگر وظایف طراح صنعتی است. بنابراین آنچه که شما به عنوان هویت کالاهای شرکت هایی همچون SONY، BMW، adidas، arcopal و یا نظایر آن می شناسید، نتیجه مستقیم خلاقیت، فعالیت، طراحی و تجزیه و تحلیل طراحان صنعتی این شرکت ها می باشد.

طراحی محصولطراحی محصول (PRODUCT DESIGN) یکی از گرایش های مهندسی طراحی صنعتی بوده و عبارت است از روند طراحی یک محصول و کالا به قصد تولید صنعتی.

روند طراحی محصول را می توان (و بلکه لازم است تا) با به کارگیری کامپیوتر به عنوان ابزار طراحی، آنالیز، نقشه کشی، حجم سازی و مدل سازی و ارائه (PRESENTATION) روند آن را تسریع و تصحیح و بهینه سازی نمود.

برخی مراحل طراحی محصول عبارتند از:

  • تحقیقات و پژوهش های بازار
  • آنالیز نمونه های احتمالی موجود
  • مرحله تعیین هدف
  • مرحله ایده پردازی و خلاقیت
  • مرحله طراحی اولیه
  • مرحله تعدیل طراحی
  • مرحله طراحی نهایی
  • مرحله نمونه سازی کامپیوتری
  • مرحله تعدیل عملکردی

در روند کامپیوتری طراحی محصول می توان هر کالایی را پیش از تولید درون کامپیوتر مشاهده و آنالیز نموده و از زوایای مختلف بررسی کرد. همچنین با استفاده از توان محاسباتی کامپیوتر می توان محاسبات مختلف مراحل طراحی و تولید را با سرعت و سهولت و دقت راهبری نمود. تکنولوژی های موسوم به سی.ان.سی (CNC: COMPUTER NUMERIC CONTROL) امروزه این امکان را فراهم آورده تا فایل خروجی حاصل از طراحی قطعات صنعتی توسط نرم افزارهای نقشه کشی و طراحی فنی و مهندسی را مستقیما به ماشین ابزار سپرد و قطعه مورد نظر با دقت غیر قابل رقابتی از دستگاه تحویل گرفت.

انواع زمینه های کاربرد طراحی کامپیوتری محصول عبارتند از:

  • طراحی کامپیوتری لوازم خانگی
  • طراحی کامپیوتری مبلمان خانگی؛ اداری و تجاری
  • طراحی کامپیوتری لوازم صوتی و تصویری
  • طراحی کامپیوتری کامپیوتر و ماشین های اداری
  • طراحی کامپیوتری اسباب بازی و لوازم ورزشی
  • طراحی کامپیوتری طلا؛ جواهر و ساعت

منبع : http://www.barayand.ir/id_db/id_lectures/id_lectures_05_whyindustrialdesign.htm
نویسنده: سید مهدی مرتضوی
+ ویرایش ادبی

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=28&rnd=1054


برچسب‌ها: معرفی رشته طراحی صنعتی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم شهریور 1391 توسط mostafa zp
معماری برند و هنر تولید شعار


معمولاًشرکت ها و موسسات سعی می کنند تا با انجام یک فرایند کارشناسی و مشاوره ای و بهره گیری از خرد جمعی برای معرفی ساده و مختصر خویش به مخاطبان (عموم مردم، مشتریان، مصرف کنندگان و... ) شعار یا جمله ای کوتاه و بعضاً موزون را طراحی و در پیشانی سازمان یا سایت یا تبلیغات خود آن را درج و استفاده نمایند.

سال 1385 در موسم حج تمتع در کشور عربستان شعار یک شرکت لبنیاتی که خیلی در سطح شهرها خودنمایی می کرد، جالب و تأثیرگذار بود. شرکتی بود بنام « نادی» که شعار تبلیغاتی این شرکت لبنیاتی تنها دو کلمه بود. " نادی ینادیک ". کلمه اول در واقع نام شرکت و کلمه دوم (ینادیک) آنقدر حرفه ای طراحی شده بود که حساب ندارد. کلمه دوم یک فعل مضارع است به معنی « فرا می خواند تو را» یا «صدایت می کند» که در حقیقت کلمه ینادیک علاوه بر آنکه فعل مضارع می باشد، به نوعی نام اصلی شرکت را در خود نیز جای داده است. بنابراین معنی عبارت عربی " نادی ینادیک " برابر می شود با این ترجمه فارسی که: نادی صدایت می کند یا نادی تورا می خواند. ملاحظه می شود که شعار تبلیغاتی یا تیتر معرفی سازمان، چقدر می تواند حاوی پیام های مختلف اجتماعی، ارتباطی و... باشد. چه بسا همین شعارها هستند که تأثیر مستقیمی بر روی جذب مشتری، اعتماد سازی و افزایش فروش داشته و سازمان را با موفقیت های بیشتر، ماندگاری و سرآمدی روبرو می نمایند.

در کشور ایران کمترپیش آمده که یک برند، شعار یا عنوان تبلیغاتی شرکتی بتواند در عمق ذهن و افکار مردم نفوذ نموده و در دل و جان آنها جا خوش نماید. از جمله علل و چرایی آن می توان به کج سلیقگی و کارشناسی نبودن شعار، دلنشین و دلچسب نبودن شعار، نداشتن هارمونی و آهنگ در درون اجزاء شعار، طولانی بودن شعار، مصنوعی بودن شعار، سازگار نبودن شعار با ماموریت اصلی موسسه، گزافه گویی و بلند پروازانه بودن (بی جهت) شعار، فشارهای خارج ازموسسه برای انتخاب و تعیین شعار و... اشاره کرد.
 
به جهت پاره ای مشکلات اقتصادی که عمدتاً در خلال سال های 2006 و 2007 میلادی برای کشور چین به واسطه کیفیت پایین برخی کالاهای چینی و مرجوع نمودن آنها در سطح وسیع پیش آمده بود، روابط عمومی دولت چین تصمیم گرفت تا از طریق یک فراخوان بین المللی در واقع آگهی مناقصه ای بدهد که بررسی کنند چگونه می توان محبوبیت کالاهای چینی را میان کشورها بازیابی و دوباره بازارهای ازدست رفته را احیاء و در نهایت صادرات رونق بیشتری پیدا کند. در میان موسسات شرکت کننده در مناقصه یک شرکت انگلیسی که درحوزه روابط عمومی فعال بود در مناقصه پذیرفته شد و طی یکسال و نیم مطالعه و تحقیق میدانی و نظر سنجی و... موفق می شود که یک آگهی تبلیغاتی بسازد به مدت 30 ثانیه. یعنی حاصل یکسال و نیم تحقیق و پژوهش و کارشناسی و مطالعه پیرامون مشکل در نهایت تبدیل می شود به یک راه حل در قالب آگهی تبلیغاتی، آن هم به مدت 30 ثانیه که در سراسر دنیا (به جزء ایران و چند کشور دیگر) پخش شد. این آگهی 30 ثانیه ای دارای چند اپیزود کوتاه بود. مثلاً در یک صحنه آن دونده سیاهپوست آمریکایی رانشان می دهد که روی کفش کتانی او درج شده: ساخت چین (Made in china). در صحنه ای دیگر و در یک (Fashion show) (نمایش مد و مدل) خانمی اروپایی را نشان می دهد که پایین لباس مد او درج شده: ساخت چین. خلاصه آگهی از پنج قاره جهان انواع و اقسام اجناس و کالاها را نشان می دهد که گر چه مصرف کنندگان آن ساکنین از پنچ قاره جهان هستند ولی کالاها چینی می باشند. در پایان آگهی نیز یک شعار درج شده: "کالای چینی، کالای جهانی".

بعدها طی نظرسنجی هایی که صورت گرفته بود، دیده بودند که این آگهی یا شعار تبلیغاتی آنها توانسته بیش از 60 درصد نظرات مردم و مصرف کنندگان را نسبت به کالاهای چینی تغییر وضعیت داده و دوباره آنها را ترغیب کند که از کالاهای چینی خریداری و مصرف نمایند. ملاحظه می شود که شعار تبلیغاتی چقدر می تواند گستره نفوذ وسیع داشته باشد. پیداست که کارشناسان روابط عمومی در آن شرکت پیمانکار پروژه، به قدر لازم نسبت به موضوع، مطالعه، حساسیت، بررسی، مشورت، تحقیق و تفحص داشته اند که توانسته اند چنین تأثیر شگرفی را در ذهن مخاطب و تغییر نگرش و رفتار مصرف کننده را داشته باشند. آنها با این آگهی ابتدا ایجاد انگیزه کرده و سپس تغییر نگاه و رفتار را جویا شده و در نهایت تشویق و ترغیب به استفاده از کالاهای چینی از طریق روند منطقی آگهی مبنی بر اعتماد سازی و اقناع و اینکه او (مشتری، مصرف کننده) مجاب شود که با اطمینان دوباره از کالاهای چینی استفاده نماید را دنبال و القاء نموده اند.

متاسفانه روابط عمومی ها در ایران به دلیل ضعف هایی که ذیلاً اشاره می شود نتوانسته اند به عنوان یک اتاق فکر یا موتور محرکه قوی و کارآمد و هم چنین ابزار تأثیرگذار و راهگشا نسبت به برند سازی و تعیین شعار تبلیغاتی یار و همراه خوبی برای سازمان باشند.
 
تحول گرایی، جسارت، تفکر سیستمی، آموزش، اختیار، اعتماد، بودجه و... حلقه های مفقوده در کار روابط عمومی ها برای تهیه وتولید و ارائه یک شعار تبلیغاتی و برند سازی هستند. اما بی مناسبت نیست در زیر 10 مشکل عمده روابط عمومی در ایران را ذکر کرده و سپس تحلیل نماییم که چرا روابط عمومی ها نتوانسته اند در این زمینه تأثیرگذاری مطلوبی داشته باشند؟

1- فقدان یک اتحادیه صنفی و حرفه ای فراگیر و قدرتمند در سطح کشور متشکل از روابط عمومی های بخش خصوصی و دولتی. 
2- موضوع روابط عمومی در کشور، از نظر قوانین و مقررات، جایگاه روشن، باثبات و شایسته ای ندارد. همچنین، قوانین و مقررات کارآمد و شفاف در مورد ردیف های بودجه ای و مدیریت هزینه در روابط عمومی ها دیده نمی شود. 
3- انتصاب افراد غیر متخصص به عنوان مدیران روابط عمومی سازمان ها و کمبود شدید نیروی انسانی آموزش دیده، مبتکر و دلسوز. 
4- عدم وجود باور و اعتقاد لازم و کافی در بین مدیران سطوح بالای جامعه و سازمان ها در مورد جایگاه، اهمیت و خاصیت روابط عمومی. 
5- اغلب مدیران سازمان ها، روابط عمومی را وسیله ای برای ثبات جایگاه و ارتقاء و موفق جلوه دادن خود می خواهند و روابط عمومی ها اقتدار و اختیار کافی ندارند. 
6- به دلیل وارداتی بودن دانش روابط عمومی در ایران، ساختار اداری و فرهنگی جامعه ایرانی، به طور مطلوب و نهادینه با روابط عمومی انس و سازگاری پیدا نکرده و این دانش و حرفه بخوبی بومی سازی نشده است. 
7- کمبود منابع و فرصت های مطالعاتی برای کارشناسان و اساتید و عدم حمایت های لازم و کافی در حوزه چاپ و نشر در سطح سازمان های ذیربط به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 
8- ناهمگون بودن ترکیب جمعیتی، سنی و تحصیلی کارکنان روابط عمومی ها و هم چنین ضعف شدید در نوع ساختار روابط عمومی ها درمقایسه با سایر بخش های سازمانی. 
9- ضعف در برنامه ریزی و اجرای طرح ها و نداشتن استراتژی و چشم انداز مطلوب و مشخص سالیانه درون سازمانی و برون سازمانی و نادیده گرفتن روابط عمومی ها در برنامه های پنج ساله توسعه کشور. 
10- جزیره ای عمل کردن روابط عمومی ها و فقدان تعامل سازنده، مستمر و کارآمد با یکدیگر و نهادهای مرتبط داخلی و بین المللی.

ملاحظه می شود که این مشکلات توان، پویایی، شادابی و یادگیری و سرعت را از روابط عمومی های ما گرفته و آنها قادر نیستند که آن طور که شایسته و بایسته است کمک حال سازمان در برندسازی و شعارسازی باشند. روابط عمومی ایده آل و آرمانی چنانچه بخواهد تحقق یابد و از بالقوه به بالفعل درآید و به ظهور و بروز برسد بایستی دست و بال بسته نباشد. روابط عمومی که باانواع و اقسام اما و اگرها روبرو می شود سنگین می گردد و توان پرواز و حرکت سریع و همگامی باروند تحولات و پیشرفت ها را نخواهند داشت. در چنین اوضاع و شرایطی است که سازمان در روابط عمومی نمی توانند کار و اثر ماندگار ارائه دهند. بنابراین مشاهده می کنیم شرکت ها، برندها، تیترها و عناوین و شعارهایی را که چند صباحی متولد شده و جولان می دهند و به زودی از گردونه رقابت و کیفیت حذف شده و از یادها و خاطره ها فراموش می شوند.

قبل از انقلاب ما یک نوع پودر لباسشویی داشتیم به نام « تاید » هنوز هم که هنوز است مردم به انواع پودر شوینده می گویند « تاید ». اگر دو نفر درحال شستن ظرف یا لباس باشند صرف نظر از اینکه پودر مورد مصرف آنها چه نامی یا چه مارکی و برندی دارد می گویند آن تاید را بده تا قدری روی لباس ها بریزیم.

قبل از انقلاب یک نوع دستمال کاغذی داشتیم به نام کلینکس. هنوز هم که هنوز است بسیاری از مردم وقتی احتیاج به دستمال کاغذی دارند صرف نظر از نوع و مارک و نام و برند آن به همدیگر می گویند یک کلینکس بده. اینکه چه تفکر، ایده و خلاقیتی پشت برندسازی و شعارهای تبلیغاتی این قبیل شرکت ها بوده که سبب ماندگاری آنها در ذهن و جان مردم برای چند دهه شده است، موضوع مهمی است که به سادگی نباید از کنار آن گذشت.

تایددر ادامه شعارهای تبلیغاتی چند بانک خارجی که از طریق اینترنت جمع آوری شده است دقت کنید:
1- ما هوای حساب و کتاب شما را داریم. 
2- آسوده باشید، جای پول شما امن است.
3- ما یک جهان هستیم در یک بانک.
4- سرمایه جایی می رود که آرامش باشد.
5- کیف پول خود را نزد ما بگذارید.
6- از شما اعتماد از ما سودآوری. 
7- بهترین سرمایه گذاری بهترین سوددهی. 
8- سرمایه بیشتر با استانداردهای بالاتر. 
9- دوست دارید با پول خود چه کنید؟ با ما باشید. 
10- یک فرصت طلایی، یک همکاری شایسته. 
11- ما برای وقت شما ارزش قایل هستیم. 
12- بانک ما را عضوی از خانواده خود بدانید.
13- ما به انتظارات بیشتر شما پاسخ می دهیم.
14- پول از شما، کار از ما. 
15- ما مراقب اوضاع هستیم. 
16- سرمایه شما نزد ما بیشتر می شود. 
17- ما برای پول شما نقشه ها کشیده ایم.
18- بانک ماندگار با شما. 
19- ما و شما با هم و برای هم. 
20- با سرمایه گذاری امروز، فردای خود را بسازید. 
21- بهترین خدمات را از ما بخواهید. 
22- منفعت شما را بر منفعت خود ترجیح می دهیم.
23- بانک ما شایسته سرمایه شما. 
24- با ما آسایش و آرامش را تجربه کنید.
25- هدیه ما به شما سودآوری و اعتماد. 
26- همه دوست دارند پول دارتر شوند. 
27- راز موفقیت ما، حسن اعتماد شما.
28- تا در کنار هم هستیم اوضاع رو به راه است. 
29- دنیایی از خدمات را در بانک ما تجربه کنید.
30- خدمات ما شما را شادمان می کند.

نتیجه گیری: 
در این مقاله ضمن بیان مقدمه ای بر اهمیت شعار و برند سازمانی برای معرفی و شناسایی خود به دیگران، اهم مشکلات روابط عمومی ها را مرور کرده و نگاهی داشتیم به برجسته ترین شعارهای چند بانک خارجی. در ادامه شعارها و تیترهای تبلیغاتی تعداد 30 بانک دولتی و خصوصی کشور را در کنار هم بررسی و تحلیل محتوا نموده و نقاط قوت و ضعف آنها را برشمردیم. با تحلیل مختصر شعار های بانک های دولتی و خصوصی کشور به این نتیجه می رسیم که بهره گیری از یک روابط عمومی خلاق، هوشیار و تحلیل گر می تواند کمک شایانی به این مجموعه ها در سیر تکاملی خود و ادامه حیات خویش در عرصه رقابتی موجود داشته باشند. پر واضح است که یک روابط عمومی موفق و قوی مانند یک رصد خانه، اوضاع و احوال پیرامون سازمان خود را به دقت و به دور از حب و بغض ها رصد نموده و نقاط قوت و ضعف را شفاف و جوانمردانه به فرادستان متذکر می شود. مدیران ارشد سازمان چنانچه بخواهند در میان جامعه، مشتریان، رقبا، مصرف کنندگان خدمات و کالاها و... وجهه مردمی و خوش و خرمی داشته باشند چاره ای ندارند که از یک روابط عمومی خوش اخلاق، هوشیار، پر انرژی، مبتکر، متخصص و مردمی بهره گیرند.

نقش روابط عمومی در برند سازی و ایجاد حس اعتماد عمومی نقش حساس، دقیق و شکننده ای است که همگان بر آن اذعان دارند. برای موفقیت سازمانی میبایست موانع بر سر راه روابط عمومی را برداشته و با تکیه بر اعتماد، اختیار و بودجه کافی روابط عمومی را وارد عرصه کارزار نماییم. دنیای پر راز و رمز رقابتی فعلی به ویژه در مناسبات بین المللی با کسی شوخی ندارد. اگر روابط عمومی سازمان نتواند برند مناسبی را طراحی و به جهانیان عرضه کند دیری نمیگذرد که سازمان متحمل زیانهای بزرگ می گردد. راز ماندگاری در بازار علاوه بر کیفیت و قیمت مناسب محصول، برند و نشان سازمان و شعار زیبا و دلچسبی است که طراحی می کنیم. ایجاد اتاق فکر و یا بانک ایده ها توسط روابط عمومی به سازمان کمک می کند تا همواره با تزریق افکار و اندیشه های نوین مسیر تکامل سازمان را باز نگه دارد. بعضی از برندها و شعارها اغلب نیاز به مهندسی مجدد و بازبینی داشته و لازم است تا با افکار سنجی، بررسی وضعیت رقبا، رفتار مصرف کنندگان، انتظارات مشتریان و... جایگاه خود را در سطح جامعه رصد نماییم. طبیعی است که همه اینها وظیفه و ماموریت روابط عمومی است که می بایست با حساسیت و پشتکار و استمرار در پیگیری و کنترل اوضاع و احوال امور را دنبال کند.

داشتن چک لیست های حرفه ای برای برند سازی بسیار مهم است. بدین معنی که روابط عمومی در این چک لیست توقعات و انتظارات و رفتارها ی مصرفی و اجتماعی را بررسی نموده و با علامت زدن موارد مهم و آنهایی که نیاز به بازبینی و تغییر یا به روز رسانی دارند را علامت میزند. برندسازی نیازمند یک روابط عمومی رشد یافته و بالغ است. برخی روابط عمومی ها هنوز در دوران طفولیت بسر میبرند و طبیعی است که وقتی اقدام به برند سازی یا تولید شعار می نمایند کارشان آنگونه که باید و شاید با کیفیت و ماندگار از آب در نمی آید. برای برند سازی و تولید شعار ماندنی روابط عمومی نیازمند گروه کارشناسان و خبرگان ادبیات. ، رفتار سازمانی، گرافیک و... است.

اگر روابط عمومی بتواند یک برند و شعار مطلوب و همه پسند درست کند می تواند از آن در ساخت سرود سازمانی نیز بهره گرفته و در نوشته ها، تبلیغات و آموزش های سازمانی از آنها استفاده بهینه داشته باشد. روابط عمومی در برند سازی نباید دچار وسواس غیر معقول شده و از طرفی نباید دست پاچه و بی محابا باشد. این امر سبب می شود تا شما هر از چند گاه به فکر دستکاری در برند ها و شعارها بیافتید. برند شناسه و هویت سازمان است. چنانچه روابط عمومی رشد یافته نباشد و هنوز در مرحله طفولیت به سر برد دیری نمیگذرد که دیگران دست شما را خوانده و بدل هایی را به شما می زنند که چه بسا سبب شود شما بازارهای هدف خود را از دست بدهید. فلسفه برند سازی این است که شما از طریق یک نشان، آرم و شعار هر آنچه که از سازمان خود را مایل هستید، در یک نظر به مخاطب القا و اعلام نمایید. برند شما اگر درست طراحی نشود برای مصرف کننده دلچسب نبوده و با آن انس نمی گیرد. بعضی برندها آنقدر پر جاذبه هستند که حتی کودکان نیز آنها را دوست داشته و مایل هستند که با آنها بازی کرده و با شکل و شمایل آن برای خود دنیایی را به تصویر کشیده و سرگرم بازی و شادمانی شوند.

روابط عمومی به مثابه یک معمار باید به گونه ای شعار سازی و تولید برند کند که فکر همه جوانب مانند فرهنگ، سیاست، اقتصاد، ادبیات و... را کرده باشد. بر مدیران سطوح بالای سازمان، فرض و واجب است که برای معماری برند و تولید شعار از یک روابط عمومی قدرتمند، بالغ و هوشمند بهره مند باشند.

منبع: http://www.vivannews.com/Pages/News-13441.aspx

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=1013&rnd=3614


منبع : newdesign.ir


برچسب‌ها: معماری برند و هنر تولید شعار
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم شهریور 1391 توسط mostafa zp

فرهنگ و طراحی محصول

«ارتباط میان طراحی و فرهنگ در سده اخیر، تغییرات بسیاری داشته است و همانند آینه ای در مقابل یکدیگر عمل می کنند. به نحوی که اصلاح و تکامل هر یک، موجب انعکاس و توسعه دیگری می شود» (موآلسی، 2005). طراحان باید بر حقوق فرهنگی تمرکز کنند. در طراحی محصول، این امر می تواند از طریق آمیختن ارزش های زیبایی شناختی و تاریخی کاربران میسر گردد. این مسئله طراحان را برای درک آنچه هنجارها و فرایندهای فرهنگی برای ادغام در طراحی محصول به آن نیاز دارند و چگونه به کار گرفته شوند به چالش می کشاند. طراحان نیاز دارند بدانند که انسان ها موجوداتی فرهنگی هستند و روند ادغام طراحی و فاکتورهای فرهنگی در عمل، باید مورد تأکید قرار گیرد. طراحی به شدت در فرهنگ کاربر مستتر است و در خلاء فرهنگی حادث نمی شود. کاربران، تنها موجوداتی فیزیکی و بیولوژیکی نیستند بلکه موجوداتی اجتماعی- فرهنگی هستند (موآلسی2005).

ابتکار و خلاقیت باید طبق زمینه های فرهنگی هر کشور صورت گیرد زیرا خلاقیت در داخل ذهن طراح رخ نمی دهد بلکه در تعامل میان افکار کاربر و زمینه های فرهنگی- اجتماعی صورت می گیرد. این امر پدیده ای سیستماتیک است، نه فردی. رضایت از محصولاتی حاصل می شود که نیاز افراد را از نظر عملکرد، کارایی، تعامل، تجربیات و لذت بخشی برطرف سازد. فاکتورهای فرهنگی در طراحی، نه تنها تلاش می کند تا فناوری را برای زمینه های اجتماعی مناسب تر سازد، بلکه تلاشی است برای استفاده بهتر از خود فرهنگ به عنوان منبعی برای ابتکار.

ممکن است فردی ادعا کند توجه به فاکتورهای فرهنگی می تواند راه را برای گوناگون سازی مفاهیم طراحی هموار سازد و این ابتکار محصول را تسهیل می نماید. این ابتکار در محصول، در زمینه فرهنگی-اجتماعی کاربر حاصل می شود و این امر می تواند به پذیرش و حصول و رضایت کاربر منجر شود. طراحانی که به جای تأکید بر هوش فناوری، بر هوش کاربران تمرکز می کنند، ابتکاراتی چشمگیر خلق می نمایند. ابتکار از انسان شروع می شود، نه با قدرتمند سازی فناوری؛ و نقش اصلی طراحان، وساطت میان فناوری و فرهنگ و افزودن اصول اخلاقی و زیبایی شناختی به فناوری است. بدین ترتیب، طراحان عاملین تغییرات فرهنگی هستند. (موالسی2005).

نمودار زیر برخی از جنبه های فرایند طراحی محصول را نشان می دهد که در آن ملاحظات فرهنگی نقش بازی می کنند. این را می توان استدلال کرد که طراحی صنعتی، حرفه ای اجتماعی و فرهنگی گرا است.

تأثیر فرهنگ در طراحی محصول
جنبه های تأثیر گذار در فرایند طراحی محصول که فرهنگ در آن نقش بسزایی دارد؛ منبع: (رزاقی، 2009)

افردنس فرهنگی و نشانه شناسی در طراحی محصول:
کلمه ی افردنس توسط گیبسون برای اشاره به امکانات تعاملی از یک شئ یا محیط خاص در دنیای فیزیکی ابداع شده است. نورمن این اصطلاح را با زمینه های طراحی محصول و ارگونومی سازگار نمود، زمانی که او در مورد درک افردنس می نوشت، که در آن به کیفیت هایی از یک شی نگاه می کرد که پیشنهاد می دهند که آن محصول چگونه ممکن است مورد استفاده یا تعامل قرار گیرد. نورمن به نقل از رزاقی (2009) مطرح کرد که افردنس درک شده از یک محصول توسط عوامل متعددی تعیین می شود که شامل: 
1. زمینه، محیط زیست و یا فرایندی که در آن شیء نمایش داده شده است؛
2. فرهنگ و هنجارهای اجتماعی تأثیرگذار بر روی درک فردی و استفاده از یک شیء؛
3. غریزه، که ارتباط ناخودآگاه است که اغلب به ویژگی های فیزیکی مانند اندازه یک شی در رابطه به شکل انسان ارتباط دارد؛
4. مدل ذهنی یا درک و انتظارات کاربر از تعامل با شیء؛
مفهوم از افردنس در نتیجه، کمک می کند به ایجاد این که چگونه یک کاربر می تواند به یک محصول وابسته باشد.

«در نتیجه اگر ما می خواهیم که محصولات، بتوانند قابلیت استفاده خود را مهیا کند و یک ارتباط لذت بخش را برقرار نمایند، طراحان باید محصولات را با درک فراگیر فرهنگ کاربران، تجارب، تخصص و دانش طراحی آنها طراحی نمایند. بدون این درک طراحان بار اضافی را برای کاربران در محصول قرار می دهند که می تواند باعث دوباره یادگیری یا حتی فراموش کردن اطلاعات گذشته مصرف کننده شوند. یکی از ویژگی های جهانی شدن، هم گرایی فرهنگ های مختلف را به یک فرهنگ واحد به منظورداشتن طعم متحد برای فقط مقابله با همین یک فرهنگ خاص و نه تمام فرهنگ ها است. با وجود این روند، دی مویج به نقل از رزاقی بیان می کند که، تنوع فرهنگی باعث ایجاد اهمیت ها در میان ملت ها می شود. »(رزاقی2009)

نمادهای گرافیکی همچون نشانه ها و یا صورت نگاشت ها، به عنوان واسطه هایی در محصولات پیشرفته امروزی معمول شده اند. اگرچه این نمادها عموماً در کشورهای غربی طراحی شده اند اما به کارگیری آن ها در سراسر جهان، از وسایل دیداری-شنیداری گرفته تا رایانه ها، تجهیزات پزشکی، لوازم خانگی و قطعات کامپیوتری دیده می شود. این نشانه ها به منظور هدایت کاربران برای استفاده صحیح از محصول، کاهش خطا، و علائم هشدار دهنده بروی محصول استفاده می شود. داخل نمودن کاربران بالقوه در طراحی و مراحل ارزیابی، به خصوص زمانی که گروه کاربران بسیار متمایز باشند، یک اصل ارگونومیک ابتدایی است (پیامونت، 2001).

پیام های دیداری طبیعی و قابل فهم هستند. فرد به هنگام برخورد با مردمانی که زبان آنها را نمی داند به نشانه های دیداری و تصویرپردازی متوسل می گردد. به عنوان مثال علائم هشدار دهنده باید به سرعت توسط کاربر درک شود بنابراین طراح باید این پیام های تصویری را به ساده ترین نحو ممکن ارائه نماید که کاربر برای درک آن نیاز به هیچ واسطه ی زبانی نداشته باشد. هنرمند طراح بدون آشنایی با زبان های مختلف گفتاری، محصولاتی را طراحی می کند که در کشورهای متعددی مورد استقبال و پذیرش قرار می گیرد، البته باید خاطر نشان کرد که مسلماً این طراحان باید با فرهنگ و علائم بصری این کشورها آشنایی کامل داشته و خصوصیات و کارکردهای مختلف نشانه شناسی آنها را به خوبی مورد مطالعه قرار دهند. تجربه نشان داده که روند شناخت نشانه های دیداری سریع تر از نشانه های نوشتاری پیش می رود. بررسی نشانه شناختی محصولی مانند تخت بیمارستانی را می توان از جنبه های مختلفی مانند عملکرد و مسایل زیبایی شناسی، فرمی و ارگونومیکی مورد مطالعه و ارزیابی قرارداد. مسئله ای که در تمام این بررسی ها باید مورد توجه قرارگیرد چگونگی انتقال نشانه ها از طراح به کاربر محصول و عوامل مؤثر در ایجاد این نشانه ها است.

منابع: 
1. Matsui، Kanako. 2009. Influence of cultural difference on mobile user experience. Master‟s thesis؛ Finland، Jyväskylä، University of Jyväskylä ، Department of Art and Culture Studies، 2009
2. Moalosi، Richie and Popovic، Vesna and Hudson، Anne and Kumar، Krishan Lall (2005) integration of culture within Botswana product design. In Proceedings 2005 International Design Congress، National Yunlin University of Science and Technology- Yunlin، Taiwan
3. Piamont، D. Paul T؛ Abeysekera، John D. A؛ Ohlsson، Kjell؛ Understanding small graphical symbols:a cross-cultural study؛International Journal of Industrial Ergonomics 27 (2001) 399-404؛
4. Razzaghi، Mohammad. Ramirez، Mariano(2009). Cultural affordance of products: coverage within industrial design education، Internatinal conference on engineering and product design education 10 & 11 september 2009، university of Brighton، UK
5. Razzaghi، Mohammad ; Ramirez Jr، Mariano (2005); The influence of the designers’ own culture on the design aspects of products [Framework] ;

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=1020&rnd=8164


برچسب‌ها: فرهنگ و طراحی محصول
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 توسط mostafa zp

کارت ویزیت های خلاق



































برچسب‌ها: کارت ویزیت های خلاق
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 توسط mostafa zp
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
بک لینک فا