سلام دوستان.... ممنون از اینکه وقت گذاشتید و یه سری ه این وبلاگ زدید....
من امروز میخوام درباره مکتبی از سینما براتون مطلب بذارم که خیلی به این مکتب علاقه دارم و این مکتب یعنی ( اکسپرسیونیسم ) که بعد از جنگ جهاني اول آغاز شد. آثار اين سبک جزوغني ترين آثار سينمايي آلمان در عصر طلايي به شمار ميرود.
و اين مکتب بيانگر احساسات فردي و رواني و ديدي خاص به دنيا بود.
ويژگيهاي اين مکتب ( اکسپرسیونیسم ) عبارتند از :
۱- استفاده از گريم هاي اغراق آميز.
۲- استفاده از سايه به عنوان عامل دراماتيک.
۳- فيلمبرداري در استوديو.
۴- استفاده از نورپردازي پر کنتراست و تيز.
۵- استفاده از داستانهاي مرموز و وهم انگيز.
و..
اولين فيلم اين مکب فيلم (دانشجويي پراگي) ساخته (اشتلان رينه) بود.
در بين نويسندگان اين مکتب (کارل ماير) وجود داشت که فيلمنامه معروف (مطب دکتر کاليگاري) رو نوشت. که بعد از اون هم (روبرت وينه) فيلم آن را ساخت که به عقيده منتقدان سينما معروفترين فيلم اين مکتب است.
سينماي اکسپرسيونيسم تنها مکتبي است که تاثير فوق العاده بسزايي در سينماي جهان داشته.
از فيلمهاي معروف ديگر اين مکتب (نوسفراتو) يا همان (سمفوني وحشت) اثر (ويلم مورنائو) اشاره کرد
و اما بهترين فيلم تاريخ سينماي جهان ساخته (اورسون ولز) يعني همان (همشهري کين) نيز در اين مکتب ساخته شد.
که تاکنون نيز فيلمي ساخته نشده است که بتواند بپاي همشري کين برسد.
از فيلمسازان ديگر اکسپرسيونسم ميتوان به (فريتس لانگ) اشاره کرد.
که فيلمهاي وي عبارتند از : ۱- (متروپليس) ۲- (مرگ خسته) ۳- (جلادان نيز ميميرند) ۴- (دکتر ماربوزه قمارباز)
و اما !!!
الان میخوام درباره تعدادی از این فیلمها براتون مطلب بذارم. . .
DAS CABINET DES D.R CALIGARI
دفتر دکتر کالیگاری
کارگردان: روبرت وینه
بازیگران : ورنر کراوس کنراد فایت فریدریش فوئر
محصول :1920 آلمان
مدت نمایش: 50 تا 62 دقیقه
هزینه تولید : 18000 دلار
فیلمبرداری در زمستان سال 1919 در استودیوهای دکلا
پخش در ماه فوریه سال 1920 در برلین
سیاه وسفید در بعضی نسخه ها رنگی. صامت

خلاصه فیلم:
در سال 1830 کالیگاری به یک شهر کوچک آلمان وارد میشود ونمایشی در یک بازار مکاره به راه می اندازد . همزمان قتلهائی اتفاق می افتد. در نمایش کالیگاری خوابگردی به نام سزار پیشگوئی میکند . از جمله در شبی که آلن. فرانسیس و جین (دو دانشجو ودختری که هر دو دوست دارند ) به دیدن نمایش آمده اند سزار طالع آلن را میبیند و پیش بینی میکند او بزودی خواهد مرد و در همان شب آلن به قتل میرسد . فرانسیس که به کل قضایا مشکوک شده است در لحظه ای که سزار جین را میرباید سر می رسد و در تعقیب و گریزی سزار از حال میرود و می میرد با پیگیری ماجرا مشخص میشود سزار دیوانه ای فراری از یک تیمارستان بوده و کالیگاری دکتری از همان جا که با سوء استفاده از قدرتش بیمارش را وا می داشته دست به جنایت بزند . اما این پایان داستان نیست . چون مشخص میشود تمام فیلم از زبان فرانسیس که دیوانه ای در یک تیمارستان است تعریف میشده و جالب اینکه جین و سزار هم دیگر ساکنین آن تیمارستان هستند و دکتر کالیگاری ریاست آن تیمارستان را بر عهده دارد !
گوته میگوید:
آلمانیها همه آدمهای عجیبی هستند!آنان با تفکرات و اندیشه های عمیق خود همواره عرصه های تازه را میجویند و زندگی را به خود سخت میگیرند.

نقد فیلم:
دفتر دکتر کالیگاری احتمالاً اولین فیلم سینمای اکسپرسیونیسمی نیست اما حتماً مشهورترین فیلم این نوع است . نوشتن طرح اولیه فیلمنامه از آنجا آغاز شد که شاعر چک هانس یانوویتس مجذوب معمای حل نشده قتل دختر جوانی در بازار مکاره گشت و با کمک دوستش کارل مایر آن را تبدیل به یک داستان برای سینما کرد افسانه های بسیاری در مورد چگونگی ساخته شدن دفتر دکتر کالیگاری وجود دارد مثلاً اینکه خود اریش بومر تهیه کننده فیلم پیچ انتهای فیلم را به طرح اولیه یانوویتس ومایر اضافه کرده است تا تماشاگر در یک کابوس واقعیت غرق نشود . اما در این نسخه موجود نیز به ترتیبی میشود تصور کرد روایت فرانسیس اصلاً درست بوده و رئیس تیمارستان او همان کالیگاری جنایتکار است ... این فیلم اوضاع و احوال آلمان پس از جنگ جهانی اول را به نمایش میگذارد کالیگاری تبلور زورمندی مثل قیصر است فیلم حتی می تواند نوید دهنده بر سر کارآمدن نازیها در سالهای بعد باشد اگر چه خود نازیها در نمایشگاهی که در سالهای دهه 1930 از آثار به زعم خودشان منحط هنری برپا میکنند این فیلم را نیز بی نصیب نمی گذارند. دفتر دکتر کالیگاری به تعبیر خیلی از منتقدان سینما اولین فیلم هنری دنیا است. پومر ابتدا در نظر داشت فریتس لانگ را برای کارگردانی این فیلم انتخاب کند اما لانگ مشغول کارگردانی فیلم دیگری بود و قرعه به نام کارگردان مهجوری به نام روبرت وینه افتاد تا نام او این چنین ماندگار در تاریخ سینما گردد
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
NOSFERATU (EINE SYMPHONIE DES GRAUENS

نوسفراتو( یک سمفونی وحشت )
آلمان -1922
کارگردان: فردریش ویلهلم مورنا
فیلمنامه نویس : هنریک گالین بر مبنای رمان دراکولای برام استوکر
بازیگران: ماکس شرک آلکساندر گراناخ گوستاف فون –وانگمهایم گرتا شرودر .روت لندشوف
سیاه وسفید ( در بعضی نسخه ها رنگی ) صامت
پخش در پنجم ماه مارس 1922
پخش مجدد: ناطق همراه با اضافات در سال 1930 با عنوان ساعت 12 نیمه شب یک شب وحشت
مدت نمایش : حدود 70 دقیقه
خلاصه فیلم:
در قرن نوزدهم «هاتر» کارمند یک بنگاه معاملات املاک شهر «برمن» رهسپار «ترانسیلوانیا» میشود تا ملکی را که به کنت « اورلوک » بفروشد هاتر با سختی بسیار خود را به قصر کنت میرساند و در آنجا در میابد که او همان نوسفراتو خون آشام است . نوسفراتو در شب اول حضور هاتر سعی میکند خونش را بمکد اما با مقابله ذهنی « الن» همسر هاتر که درهمان لحظه در «برمن» ازخواب می پرد موفق به نیل به مقصودش نمی گردد. روز بعد هاتر در زیرزمین قصر تابوتی پیدا میکند و متوجه میشود که نوسفراتو با تابیدن آفتاب خود را در آن از نور در امان نگه میدارد او دست به عملی نمی زند وشب هنگام نوسفراتو بالاخره خون هاتر را می مکد

نقد فیلم:
نوسفراتو آغازگر فیلمهای ژانر وحشت و اولین فیلمی است که بر مبنای رمان دراکولا ساخته شده است .اما تفاوتهای بسیاری با اصل رمان دارد.خون آشام استوکر اگر پیرمردی است که با مکیدن خون جوانان جان میگیرد و در قسمت اعظم رمان حضوری ندارد خون آشام مورنا هنرمندی است که غریب مانده است و میخواهد همه جا حضور داشته باشد تا برای برقراری رابطه تلاش کند. رابین وود منتقد مشهور انگلیسی سینما در مورد این فیلم میگوید : « شاید گروهی ادعا کنند که فیلم هیچ ربطی به شیوه اکسپرسیونیسمی ندارد اما در جواب آنان می بایست صحنه های بیشماری را شاهد آورد که نمونه های گویای سبک اکسپرسیونیسمی در سینما هستند اولین نمائی که از قصر خون آشام نشان داده میشود شکل هندسی غریب طاقیها استفاده از زوایه غیرطبیعی دوربین مثلاً در نمائی از جلوی کشتی سایه عظیم خون آشام وقتی از پله ها بالا میرود ... و بسیاری دیگر نمونه های بارزی از سبک اکسپرسیونیسمی کار هستند.»

البته بعضی اشخاص نیز به مسائل دیگری استناد میکنند منجمله اینکه به عنوان مثال مشخصه جنبه سینمای اکسپرسیونیسمی در دخالت در واقعیت است ( مثل آنچه که در دفتر دکتر کالیگاری بود ) برای دستیابی به یک شیوه بیانی مستقیم در صورتیکه مورنا بدون اینکه در واقعیت دست ببرد جنبه هائی از آن را آشکار می سازد که بطور غیر مستقیم گویا هستند مثلاً اگر دقت کنیم ترسی که از دیدن نوسفراتو به تماشاگر منتقل میشود در چارچوب مکانهای واقعی به دست می آید نه از طریق دکورهای مصنوعی و یا مشخصه های دیگر در هر حال این را باید قبول کرد که این فیلم و کارگردان فیلم یکی از پیشگامان صنعت اکسپرسیونیسم آلمان بوده اند . او بعدها با ساخت فیلمهای دیگری مثل حقیر ترین مرد و فاوست جای پای خود را در این مکتب محکم نمود .

|
+|

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 |

نوشته شده توسط مصطفی ذوقی پایدار